برگزيده آثار عاشورايى
از منظومه عرفانى زبدة الاسرار او ابيات منتجى از قسمتهاى مختلف آن را مرور مىكنيم :
در شهادت حضرت على اصغر ( ع )
بانگ زد كاى ساقى بزم الست * شيرخوار از كودكى شد مىپرست
شيرخوار عشق از امداد پير * شد ز بوى باده مست و شيرگير
شيرخوارم گرچه من شير حقم * زهرهء شيران بدرّد ابلقم
اندكى گر شير جانم هى كند * شير گردون شير جان را قى كند
شيرخوارم ليك شيرم مست شد * چرخ در ميدان عزمم پست شد
صيد معنى شد شكار پنجهام * هين بيا كز زخم هجران رنجهام
عزم كوى دوست چون دارى بيا * ارمغانى بر به درگاه خدا
قابل شه ارمغان كوچكست * كو به قيمت بيش و در وزن اندك است
مختصرتر تحفه به يار تو را * مىكند سنگين نه او بار تو را
نزد شاهان تحفه اندكتر خوشست * كه توان بگرفت پيش شه به دست
گوهرى بر پيش آن شاه ارمغان * كو سبك وزن است و در قيمت گران
ارمغان اين لوءلوء شهوار بر * نزد خسرو زرّ دست افشار بر
شاهباز وحدتم من در نشست * عيب نبود شاهم ار گيرد به دست . . .
نيست دست از بهر دفع دشمنت * دست آن دارم كه گيرم دامنت
گر كه نتوانم به ميدان تاختن * سوى ميدان جان توانم باختن
گر ندارم گردن شمشير جو * تير عشقت را سپر سازم گلو . . . « 1 »
در شهادت حضرت عباس ( ع )
قبله اهل وفا شمشير حق * فارس ميدان قدرت ، شير حق
حضرت عباس كآمد ما صَدَق * بر « يد اللّه فوق ايديهم » ز حق
بر حسين از يك صداى العطش * دست و سر را كرد با هم پيشكش . . .
ديد عباس آنكه شد دين را پناه * گشته قحط آب اندر خيمهگاه
هامش
( 1 ) . همان ، ص 49 و 50 .