و در 177 چاپ و منتشر شده است . اين اشعار علىرغم قالبهاى متنوعى كه دارند غالبا در سبك عراقى سروده شدهاند و مثنوىهاى ماتمى او لحنى حماسى دارند . عندليب كاشانى را بايد مبتكر نوعى سبك مرثيهسرايى دانست . او در شيوهء : غزل - مثنوى ماتمى آثار بديعى دارد و نيز با استفاده از چند غزل كه داراى اوزان مختلف عروضىاند بىآنكه از قالب تركيببند استفاده كند ، زنجيرهء كلامى خود را همانند حلقههاى زنجير مىآرايد و اين تنوعطلبى در مرثيهسرايى بىسابقه است .
دامنهء تأثير آثار عاشورايى
متأسفانه در تذكرههايى كه در دورهء قاجاريه تأليف شده نامى از او به ميان نيامده و شايد علت امر اقامت ديرپاى او در بلاد قفقاز و عدم حضور او در پايتخت بوده است . با اين كه اشعار ماتمى عندليب كشانى از نظر كمى و كيفى درخور عنايت و توجه است ولى به خاطر گمنامى وى و دور از دسترس بودن آثار منظومش ، بازتابى در زمانهء او نداشته است ، ولى به طور حتم به روند تكاملى شعر عاشورا در قلمرو زبان فارسى شتاب بخشيده است .
برگزيدهء آثار عاشورايى
در ديوان چاپ عندليب كاشانى مراثى فراوانى در قالبهاى مختلف شعرى ديده مىشود از قبيل :
مثنوىهاى عاشورايى ، غزلهاى عاشورايى و مخمسات عاشورايى - كه تضمين دو غزل سعدى است و هريك از آنها داراى فضاهاى عاطفى و احساسى به خصوصى مىباشد . براى پرهيز از دامنهدار شدن سخن ، به نقل چند اثر برگزيدهء عاشورايى او به اختصار مىپردازيم :
تضمين غزل سعدى زبان حال حرّ بن يزيد رياحى
حر از قبول بدايت چو يافت راه هدايت * غلط نكرد پى و ، شد به سوى شاه ولايت
به گريه گفت كه : جانم هزار باد فدايت !
« بيا كه موسم صلح است و دوستى و عنايت » * « به شرط آنكه نگوييم از گذشته حكايت »
اگرچه پيش يزيدم بود بلندمقامى * به پيشگاه تو ، اقرار مىكنم به غلامى
چو نيست زندگى دهر را ثبات و دوامى
« مرا به دست تو خوشتر هلاك جان گرامى » * « هزار بار كه رفتن به ديگرى به حمايت »