برگزيدهء آثار عاشورايى
فرازهايى از چهاربند اثر ماتمى او را كه به اقتفاى محتشم كاشانى در رثاى سالار شهيدان سروده شده ، عينا از تذكرهء دلگشا نقل مىكنيم :
در عالم اين مصيبت عظمى چه ماتم است ؟ * كز فرش خاك ، غلغله تا عرش اعظم است
چرخ بلند پايه به اين رفعت و شكوه * رويش چراست نيلى و پشتش چرا خم است ؟
افتاد در زمانه عجب شورشى ، مگر * آغاز روز محشر و انجام عالم است ؟ !
يا از براى ماتم شاه جهانيان * در هر دلى ز خلق جهان ، صد جهان غم است
* * *
محشر به پاى خاست چو سبط نبى فتاد * از پشت ذو الجناح به ميدان كربلا
داد از دمى كه رفت ز بيداد ديو و دد * بر باد فتنه ، تخت سليمان كربلا
* * *
كاش آن زمان كه گشت نگون شه ز ذو الجناح * از توسن فلك ، شه خاور نگون شدى
كاش آن زمان كه خانهء گردون اساس دين * ويران ز صَرصَر ستم خصم دون شدى
يا چون زمين ، اساس فلك آمدى به زير * يا چون فلك ، اساس زمين واژگون شدى
* * *
اين بالزن هماى همايون ، حسين توست * اين شاهباز پرزده در خون ، حسين توست
اين شاه بىقرين كه ز تيغ سپاه كين * رنگين ز خون او شده هامون ، حسين توست
اين شاخ گل كه از بدن چاك چاك او * پيكان چو غنچه آمده بيرون ، حسين توست « 1 »
22 . اخوى تهرانى ( سدهء سيزدهم )
زندگينامه
نامش حاجى ميرزا سيد على از فاميل سادات اخوى است . وى داراى طبع وقّاد و روانى بوده و معاصر و معاشر با مؤلف طرائق الحقايق است .
هامش
( 1 ) . همان ، ص 597 و 598 .