يا كه نور كردگار لم يزل * در تجلى گشت باز اندر جبل
فاش گويم : شد عيان بىپرده يار * سرِّ « كنتُ كنز » گرديد آشكار
زمرهء سبّوحيان از خود خجل * جمله از « نحن نُسبِّح » منفعل
گشت سرّ « انّى اعلم » آشكار * كشف « ما لا تعلمون » از كردگار
جمله اندر قول « لا علم لنا » * « ربّنا الّا بما علّمتنا »
عرشيان را سر به زير پر همه * فرشيان را لرزه بر پيكر همه
انبيا سرگرم از سوداى او * اوليا لا گشته از الّاى او
رفته از سر هوش و از دلشان قرار * كاين چه شورست و چه عشق است و چه كار ؟
جذبه شوق ملاقات إله * مىكشيدش تا ميان قتلگاه « 1 »
15 . سپهر كاشانى ( 1217 - 1297 )
زندگينامه
نامش ميرزا محمد تقى خان تخلص شعرىاش ( سپهر ) ملقب به لسان الملك و زادگاهش كاشان است . از نويسندگان ، اديبان و شاعران نامدار دوره فتحعلى شاه قاجار ، محمد شاه قاجار و ناصر الدين شاه به شمار مىرود . به سال 1217 ه . ق در كاشان به دنيا آمد و در سال 1297 ه . ق در سن هشتاد سالگى بدرود حيات گفت و جنازهاش در نجف اشرف به خاك سپرده شد . نسب خاندان وى از جانب پدر به ميرزا مهدى خان استرآبادى و از ناحيه مادر به سلاطين صفوى مىرسد . وى داراى دو پسر بوده به نامهاى : ميرزا هدايت و عباس قلى خان كه پس از درگذشت وى لقب لسان الملكى او به ميرزا هدايت و تخلص شعرىاش به عباس قلى خان رسيده است . « 2 »
سپهر كاشانى داراى تأليف بسيارى بوده كه مهمترين آنها : مجلدات ناسخ التواريخ ( تا پايان شرح حال حسين بن على عليه السلام ) ، تاريخ قاجاريه ( 4 جلد ) ، براهين العجم ، آيينه جهان
هامش
( 1 ) . همان ، ص 238 و 239 .
( 2 ) . حديقة الشعراء ، سيد احمد ديوان بيگى شيرازى ، با تصحيح و تكميل و تحشيه دكتر عبد الحسين نوائى ، ج اول ، ص 745 و 746 .