دريافت كه وى شاعرى فاضل ، نكتهسنج و اهل عرفان بوده و در سبك عراقى طبعآزمايى مىكرده و با روش بيانى عمان سامانى آشنا بوده است .
دامنه تاثير آثار عاشورايى
حزنى بروجردى را بايد از شعراى پيشگامى دانست كه با « قرائت عرفانى » از « فرهنگ عاشورا » آفاق جديدى را در قلمرو گسترده شعر عاشورا در زبان فارسى نشان دادهاند . صفى اصفهانى در زبدة الاسرار خود و عمان سامانى در گنجينة الاسرارش همين خط فكرى را ترسيم كرده و به تبين عرفانى حادثه كربلا همت گماشتهاند . اينان بر اين باورند كه بايد ريشه حادثه خوننگار عاشورا و آن چه را كه در عالم ناسوت به منصه ظهور و بروز درمىآيد در « عالم ذر » جستجو كرد و دست تواناى خداوندى و مشيت الهى را در صحنه صحنهء كربلا به تماشا نشست .
اين حركت را بايد به عنوان يك حركت معرفتى در شعر عاشورا تلقى كنيم و پيشگامان اين حركت را بستاييم كه به قرائت تاريخى و اساطيرى و ماتمى از فرهنگ عاشورا بسنده نكرده و با ديد عرفانى برخاسته از جهانبينى توحيدى نيز به اين واقعه بىنظير نگريستهاند و انگيزههاى معرفتى والايى را در تبيين عرفانى آن دنبال كردهاند .
برگزيده آثار عاشورايى
از حزنى بروجردى يك مثنوى عاشورايى بر جاى مانده و در آن جريان به ميدان رفتن حضرت سيد الشهداء را عارفانه و با لحنى حماسى به تصوير كشيده است :
ساز كرد اندر بدن آلات جنگ * بهر جانبازى كمر را بست تنگ
شعلهآسا بر ميانش ذو الفقار * آفتابى بود در نصف النهار
بود شمشيرش عيان بر شكل « لا » * آيتى بود آن به نفى ماسوا
جوشنش از حلقه گيسوى حور * ظاهر از هر حلقهاش صوت زبور
بر كفش از شاخه طوبى سنان * جسم سوز و چشم دوز و جان ستان
بود ظاهر در بر و دوشش كمان * همچو قوس اللّه اندر آسمان
ذو الجناح عشق را بنهاد زين * تنگ بربستش ز زلف حور عين
موسىيى بر طور سينا شد عيان * يا چو نور كردگار لم يزل