مرثيه عاشورايى
باز اين چه شورش است كه عالم پرآذرست ؟ * جن چون بشر چو مَلَك خاك بر سرست
باز اين چه شيون است ؟ كه در خيل قدسيان * شور و نوا و غلغله در عرش اكبرست
زين رستخيز عام كه گرديده آشكار * گويى قيام عرصه ديوان محشرست
صاحب عزا : خدا و عزادار : ممكنات * ماتمزده امام و به ماتم پيمبرست
از اهل آسمان و زمين شرق تا به غرب * بر هر كسى كه مىنگرم ديدهاش ترست
ماه محرم است وز قتل حسين يقين * كو بر جهانيان و جهان جمله سرورست « 1 »
سبط نبى و زينت آغوش فاطمه * سرو روان گلشن ساقى كوثرست
سلطان كشتگان بيابان ماريه * سردار سروران دو صد پاره پيكرست
بهر شفاعت اين همه خوارى به جان خريد * بر طاق عرش نام بلندش مصورست
خون خدا و بدر دُجى مهر مشرقين * گلبرگ ناز گلبن خير النسا ، حسين « 2 »
14 . حُزنى بروجردى ( ف 1296 ه . ق )
زندگينامه
نامش ملا ابراهيم تخلص شعرىاش ( حزنى ) فرزند ملا محمد على از شعراى دوره ناصرى است . مؤلف تذكره حسين حزين در شرح حال او نوشته است :
« حزنى ، ملا ابراهيم فرزند ملا محمد على مردى دانشمند و اديب بود . چندى در ديار نهاوند زيستن گرفت سپس به شهر خود برگشت . او در حدود سال هزار و دويست و نود و شش در روزگار ناصر الدين شاه چشم از جهان پوشيده . . . » « 3 »
سبك شعرى
از تنها مثنوى ماتمى او در رثاى سالار شهيدان كه در تذكره حسين حزين آمده مىتوان
هامش
( 1 ) . اين دو مصراع با هم ارتباطى ندارد و ظاهرا بايد در استنساخ آن اشتباهى رخ داده باشد .
( 2 ) . همان ، ص 743 .
( 3 ) . ص 238 .