بىمهرى و بىانصافى در مورد آنان سخن مىگويد ولى در شرح حال و آثار شعراى معاصر و معاشر با خود كه از همراهان او در نهضت بازگشت ادبى هستند به تفصيل مىگرايد و دهها صفحه از تذكرهء خود را براى هريك از آنان تخصيص مىدهد .
وى در دو سبك خراسانى و سبك عراقى طبعآزمايى مىكرده ، در سرودن ساقىنامه و مغنىنامهء خود از شيوهء كلامى حافظ سود جسته و در مثنوى يوسف و زليخا خويش از سبك عبد الرحمن جامى پيروى كرده است . آذر در انواع قالبهاى شعرى ، آثار رسا و شيوايى دارد كه از ديرباز مورد عنايت اهل ادب قرار گرفته است .
دامنهء تأثير آثار عاشورايى
اگرچه آذر در ستايش ممدوحان خود ، به مناسبت از ائمهء اطهار عليهم السلام نام مىبرد و مرتكب قياس مع الفارق مىشود « 1 » ولى در قصايد مناقبى خود در مناقب آل اللّه ، ايمان قلبى خود را به عظمت وجودى اين ذوات مقدس به تصوير مىكشد و بايد آثارى از اين قبيل را كه نمونهء آن ذكر شد به حساب شاعرانگى او گذاشت نه معتقدات قلبى او . از آذر يك رباعى ماتمى در رثاى امام حسن و امام حسين عليهما السلام به يادگار مانده كه از لحاظ مضمون بيمانند است :
آه از حسنين ، كز جهانْ شيون و شين * سر زد ز غم آن دو امام كونين
اى واى از آن زمان كه خورد آب : حسن ! * فرياد از آن دم كه نخورد آب : حسين ! « 2 »
و در ابيات پايانى يكى از منظومههاى مثنوى او ، جلوههاى ماتمى ژرفى را مشاهده مىكنيم :
احمد اندر غار ، از مردان نهان * خاطر بوجهليان ، شاد از جهان !
شير يزدان ، جرعه نوش از زهر تيغ * پور ملجم ، مسرت عشرت ، اى دريغ !
فاطمه را ، سينهء پرداغ محسن * جان جعده ، شاد از قتل حسن !
اهل بيت احمدى ، در اضطراب * آل سفيان ، رفته در بستر به خواب !
تشنگان كربلا ، زار و غمين * كوفيان ، سيراب از ماء معين « 3 »
هامش
( 1 ) . ديوان لطفعلى بيگ آذر بيگدلى ، ص 85 .
( 2 ) . همان ، ص 390 .
( 3 ) . آب روان