تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوشه هاى طلائى ( فارسي ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
آفتاب از آن بود روشن كه بر سر از ازل * سايهء لطف شهنشاه ملايك فر گرفت
قائم آل محمّد « ص » حجّت ثانى عَشَر * آنكه زيب از روى او آئين پيغمبر گرفت
نيمهء شعبان رسيد و از طلوع روى او * گويى امشب پرده از رخ خالق اكبر گرفت
كرد از دامان نرجس مهدى اندر مهد ، جاى * عالم اكبر مكان در عالم اصغر گرفت
دخت بكر طبع « رضوانى » ز فيض مدحتش * باز هم زينت گرفت و باز هم زيور گرفت