رُوى زيباى تو اى دوست نديديم آخر * گلى از گلشن وصل تو نچيديم آخر
نغمهى رُوح فزايت نشنيديم آخر * چون هلال از غمت ايماه خميديم آخر
روز ما تيرهتر از شب بود از دورى تو * زده آتش به دل ما غم مستورى تو
شب تار همه را ماه دل افروز توئى * عارفان را به خدا معرفت آموز توئى
داور و دادرس و دادگر امروز توئى * مصلح كُل توئى و بر همه پيروز توئى
هر كه آزاده و دانشور و صاحبنظر است * بهر اصلاح جهان منتظرِ منتظَر است
ما همه بنده ، توئى صاحب ما سرور ما * نبود جُز تو كسى قائد ما رهبر ما
چون توئى در همه جا حامى ما ياور ما * در پناه تو بود ملّتِ ما كِشورِ ما
سايهء لطف تو تا بر سر احباب بود * دل ز مهر تو چو خورشيد جهانتاب بود