تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوشه هاى طلائى ( فارسي ) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
يكى به مجمع رندان پاكباز نگر * دمى به حلقهء مردان طُرفه كار ، بيا
به سوى غاشيه داران مير عشق ببين * به كوى نادره كاران روزگار ، بيا
چه نقشها كه نبشتند بر صحيفهء دهر * ز خونشان شده روى شفق نگار ، بيا
طلايه‌دار تواند اين مبشّران ظهور * بپاس خاطر اين قوم حق گزار ، بيا
در اين كوير كه سوزان بود روان سراب * تو اى سحاب كرم ! ابر فيض بار ! بيا
ز دست برد مرا شور عشق و « جذبهء » شوق * قرار خاطر محزون بيقرار ، بيا
خوشه هاى طلائى ( فارسي ) — صفحة 47 | محمد على مجاهدى