تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوشه هاى طلائى ( فارسي ) — صفحة 456

مساهمون:

ص٤٥٦
آنكه نسخهء ذاتش دفتر كمالاتست * مصحف كمالاتش محكمات آياتست
اولين مقاماتش منتهى النّهاياتست * طور نور و ميقاتش پرتوى از آن ذاتست
جلوهء دلارايش جان گرفت و جانان داد
بزم غيب مكنون را اوست شاهد مشهود * ذات حق بىچون را اوست فيض نامحدود
عاشقان مفتون را اوست غايت مقصود * دوستان دلخون را اوست مهدى موعود
در قلوب مشتاقان نام ناميش جان داد
اى ز ماه تا ماهى بندگان فرمانت * مسند شهنشاهى لايق غلامانت
بزم لى مع اللّهى خلوتى است شايانت * جلوه‌اى بكن گاهى تا شويم قربانت
جان ز كف توان دادن ليك يار نتوان داد