تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوشه هاى طلائى ( فارسي ) — صفحة 450

مساهمون:

ص٤٥٠
فخر الدّين عراقى

در استغاثه و توسّل به پيشگاه مقدس حضرت بقية اللّه الأعظم « عج »

مه من نقاب بگشا ز جمال كبريائى * كه بتان فرو گذارند اساس خودنمائى
شده انتظارم از حد چه شود ز دَر دَرآئى * ز دُو ديده خون فشانم ز غمت شب جدائى
چكنم كه هست اينها گِل باغ آشنائى
چه كَسَم چكاره‌ام من كه رَسم به عاشقانت * شرف است اينكه بوسم قدم ملازمانت
به اميد استخوانى كه هما برد ز خوانت * همه شب نهاده‌ام سر چو سگان بر آستانت
كه رقيب در نيايد به بهانهء گدائى