تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوشه هاى طلائى ( فارسي ) — صفحة 409

مساهمون:

ص٤٠٩
صغير اصفهانى

واسطهء فيض

اى فلكت پايهء كاخ وقار * اى ملكت چاكر و خدمتگزار
واسطهء فيضى و خلّاق جود * عالم امكان به تو دارد وُجود
شاه و گدا جمله غلام تواند * ريزه خور سفرهء عام تواند
ابر به فرمان تو بارد همى * خار به حُكم تو گل آرد همى
خسرو عدلت چو فرازد عَلَم * ظلم نهد روى به سوى عَدم
مهروش آفاق مسخّر كنى * عالمى از چهره منوّر كنى
خوشه هاى طلائى ( فارسي ) — صفحة 409 | محمد على مجاهدى