از قير نديدم همى كمند * وز غاليه نشنيدهام كمان
بگشاى سر زلف مشكبو * خواهى كه شود مشك رايگان
تو مير بتان زمانهاى * من مدح گر صاحب الزّمان
مهدى مظفّر امام عصر * اميد امم ، شاه انس و جان
بر روى زمين حجّت خداى * در كون و مكان امر او رَوان
بر مسند شرع و سرير حكم * هم بار خدا هم خدا يگان
در حكم وى اين چرخ گِرد گرد * چون گوى كه در حكم صولجان
تا بوده جهان هيچگه نبود * از حجّت يزدان تهى جهان
ممكن نشود خيمه بى ستون * ايمن نبود گلّه بىشبان