تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوشه هاى طلائى ( فارسي ) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
شمس الفصحاء محيط قمى ( محيط )

ظهور دولت حق

حديث موى تو نتوان به عمر گفتن باز * از آنكه عمر بود كوته و حديث دراز
به راه عشق تو انجام كار تا چه شود * برفت در سر اين كار هستيم ز آغاز
به طاق دلكش آن ابروان محرابى * كه دور از تو نباشد مرا حضور نماز
اگر نه از دل من رسم سوختن آموخت * چرا دمى نكند شمع ترك سوز و گداز ؟
گرت هواست كه از خلق بىنياز شوى * زيادتى مطلب ، نصيب خويش بساز
گناه بخت سيه بود و دست كوته ما * و گرنه سلسلهء موى دوست بود دراز