تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوشه هاى طلائى ( فارسي ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
تنها نه منم ثناگر آن شاه * جبريل امين مديح گر دارد
صد خاك نشين چو خضر و اسكندر * هر گوشه به خاك رهگذر دارد
تا هادى راه دين بود مهدى * دل ايمنى از غم و خطر دارد
از غول چه غم خورد درين وادى * هر كس كه چو خضر ، راهبر دارد
چون من نخورد غم از گنه آن كو * اين گونه شفيعِ معتبر دارد
در رستهء عاشقان كوى او * اين بنده متاع مختصر دارد
برتر شود از فلك متاع من * آن شاه قبول خويش اگر دارد
او راست مَقر به جنّة المأوى * خوش آنكه به كوى او مقر دارد
جنّت همه بهرهء ولىّ اوست * چونان كه عدوى او سقر دارد
خوشه هاى طلائى ( فارسي ) — صفحة 291 | محمد على مجاهدى