تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوشه هاى طلائى ( فارسي ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
با سيصد و سيزده نفر ياور * يارى ز خداى دادگر دارد
با يارى كردگار كى حاجت * با سيصد و سيزده نفر دارد ؟
گريان به سر قَدَر ، قضا سازد * مويان به سر قضا ، قدر دارد
لوث وَثَن از زمانه سازد پاك * نام صنم از ميانه بر دارد
آثار پيمبران مرسَل را * از روى منير ، جلوه‌گر دارد
بر خشك و تر جهان اگر بينى * در قبضهء حكم ، خشك و تر دارد
چون حلقه به زير حيطهء فرمان * از خاور تا به باختر دارد
كى مرغ گمان رسد به مدح او * گر فى المثل از فرشته پر دارد
نادان بود آنكه با وجود او * چشم كرم از كس دگر دارد