تابش نور رُخش بر همه ذرّات وجود * روشنى بخش چو خورشيد درخشان آمد
وارث علم نبى قوّت بازوى على * بهر افراشتن پرچم قرآن آمد
چهرهاى زهره بپوشان كه ز بام ملكوت * زهرهء فاطمه با چهرهء تابان آمد
شهسوارى است كه با صولت و شمشير على * از پى كشتن كفّار به ميدان آمد
مظهر حُسن حَسن اوست كه با وجه حَسن * پى آرامش دلهاى پريشان آمد
آنكه اندر تن او خون حسين ابن على است * پى خونخواهى سالار شهيدان آمد
در ره زهد و عبادت چو على ابن حسين * سوى حق قافله را سلسله جنبان آمد
علم باقر همه با او است كه با مشعل نور * رهبر جامعهء بى سرو سامان آمد
تا ز ناپاك كند مذهب صادق را پاك * با دو صد معجزه و حجّت و برهان آمد