تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوشه هاى طلائى ( فارسي ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
گر به هر گام دو صد مرگ فراز آيد * قطع اين مرحله بى بوك و مگر گيرد
راه پويد چو دمان سيلى بنيان كن * تا كه با رُوى ستم زير و زبر گيرد
در بر كفر به ذلّت نسپارد تن * از خليج ار همه خون تا به خزر گيرد
خصم روباه زبون است و نيارد تاب * تا به پيكار ، رَه ضيغم نر گيرد
دوستدار تو به باطل ننهد گردن * گر كه دشمن سرش از پيكر ، برگيرد
در دل آتش و خون ره سپرد چالاك * تا ببر شاهد گلگون ظفر گيرد