شاهنشه دين ، حجّت موعود كه باشد * بر قافلهء كون و مكان قافله سالار
هم آمرو هم ناجى و هم صاحب امر است * هم قادر و هم عالم و هم فاعل مختار
آن شمس ولايت كه فروغى است از او مهر * شد در مه شعبان بگه نيمه نمودار
در طور جهان كرد تجلّى چو جمالش * شد شش جهت از نور رُخش مطلع انوار
هادىّ امَم ، مظهر حق ، مهدى موعود * آن قائم غايب ز نظر ، واقف اسرار
چون جان به تن و عقل به سر ، نور بديده * پيداست بَرِ عقل و نهان است ز انظار