تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوشه هاى طلائى ( فارسي ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
ناصر فيض ( فيض )

ظهور سپيده

صداى بال ملايك ز دور مىآيد * مسافرى مگر از شهر نور مىآيد ؟
دوباره عطر مناجات با فضا آميخت * مگر كه موسى عمران ز طور مىآيد ؟
شراب ناب تبلور به شهر آوردند * تمام شهر به چشمم بلور مىآيد
به باغ از غم داغ كدام گل گفتند ؟ * كه آتش از دل خاك نمور مىآيد !
به روى دست پر از شور شهر غيرت كيست ! * كه در تجسم سرخ شعور مىآيد ؟ !
ستاره‌يى شبى از آسمان فرو افتاد * و مژده داد كه صبح ظهور مىآيد