سيّد مهدى حسينى
به ياد مهدى « عجّ »
دلم ز هجر تو در اضطراب مىافتد * بسان زلف تو در پيچ و تاب مىافتد
شبى كه بىتوام اى ماه محفل افروزم * دلم ز هجر تو از صبر و تاب مىافتد
تو آن مهى كه اگر مهر رخ برافروزى * ز چشم اهل نظر ، آفتاب مىافتد
تو آن گلى كه ز پاكى طرواتى دارى * كه گل به پيش تو از رنگ و آب مىافتد
به ياد روى تو اى گل عبور خاطر من * به باغ سبز غزلهاى ناب مىافتد
اگر به گوشهء چشمى نظر كنى اى دوست * دعاى خسته دلان مستجاب مىافتد