دوست را گر سَرِ پرسيدن بيمار غم است * گو بيا خوش كه هنوزش نفسى مىآيد خبر بلبل اين باغ بپرسيد كه من * نالهاى مىشنوم كز قفسى مىآيد يار دارد سَرِ صيد دل « حافظ » ياران * شاهبازى به شكار مگسى مىآيد