نديدم ، پيش از او و بعد از او هم . « 1 »
امير المؤمنين عليه السّلام هرگاه « 2 » وصف حضرت پيغمبر مىفرموده كه ، آن حضرت بسيار دراز كشيده نبود و بسيار كوتاه نبود ، چنانچه بعضى اعضاى آن حضرت در بعضى اعضاء از كوتاهى ، بلكه ميانه بالا بود موى مباركش جعد بر جعد پرچين نبود « 3 » و آويخته يك يك نبود بلكه ميانه بود و نحيفاندام ، و پرگوشت و بر آمده روى نبود و روى مباركش چنان نبود كه چانهاش با پيشانى نزديك باشد و در روى مباركش تدويرى بود و رنگ مباركش سفيد سير بود و چشمهاى مباركش سياه و مژگان كشيده و تيز ، و استخوانهاى دست و پاى مباركش بزرگ و محكم بود و موى بسيار بر پشت مباركش نبود ؛ چون به راه مىرفت گوئيا از بالا به شيب مىآمد و چون نگاه مىكرد به تمام بدن نگاه مىكرد . « 4 » و ميانه هر دو شانهء مباركش مهر نبوّت بود و آن حضرت خاتم پيغمبران و بخشندهترين خلايق صادقترين مؤمنان بود [ در ] لهجه و سخن گفتن ؛ و خوش خلق و نرم سخن بود و با مردان از همه كس بهتر زندگانى مىفرمود ؛ هر كه او را ناگاه مىديد مهابت در او كار مىكرد و هر كه با او اختلاط مىكرد « 5 » و مىشناخت ، او را دوست مىگرفت . « 6 »
اين است اوصاف خلقت آن حضرت كه آن را ياد كردهاند و همه دلالت بر آن مىكند كه آفرينش آن حضرت بر وجهى بود كه اكمل آفرينشها باشد و اين معجزات خلقى آن حضرت است . و ديگر از اين جمله است آنچه آن حضرت ختنه كرده زائيده و ناف بريده و پاكيزه از قاذورات به دنيا آمده . و از اين جمله است شق صدر كه حضرت حق سبحانه و تعالى جبرئيل را فرستاد تا سينه مبارك آن حضرت را شق
هامش
( 1 ) . روايات متعدد انس را دربارهء توصيف رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ملاحظه فرماييد در : طبقات الكبرى ج 1 صص 413 - 414 .
( 2 ) . در اصل : هرگاه كه .
( 3 ) . در اصل : بود .
( 4 ) . چنين است در اصل .
( 5 ) . در اصل « هر كه با او اختلاط مىكرد » تكرار شده .
( 6 ) . اين توصيفات از زبان امام على عليه السّلام در ضمن روايت متعددى در « طبقات الكبرى » ج 1 صص 410 - 413 آمده است .