فرمود و دل مبارك آن حضرت را به آب رحمت بشست تا درون مباركش طيّب و از همه آلودگى طاهر باشد .
و انس بن مالك روايت كند كه جبرئيل نزد حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آمد و آن حضرت با اطفال بازى مىكرد ، پس آن حضرت را بخوابانيد و سينهء مبارك او را شق فرمود و از آنجا پارهء خون بسته بيرون آورد و فرمود اين خيط شيطان است از تو ؛ بعد از آن دل مبارك آن حضرت را بشست در طشتى از طلا به آب زمزم و سينهء « مبارك » « 1 » آن حضرت را به يكديگر چسبانيد و به جاى خود برد ؛ اطفال كه با آن حضرت بازى مىكردند نزد دايه آن حضرت آمدند و گفتند : محمّد را كشتند . مردم به استقبال آن حضرت رفتند ، ديدند كه رنگ مبارك آن حضرت متغيّر شده بود . انس گفت : من اثر آن شق در سينهء مبارك آن حضرت همچون ريسمانى مىديدم . « 2 »
و از اين جمله است آنكه شخص مبارك آن حضرت سايه نداشت همچون سايهء اشخاص ؛ و از آن جمله است آنكه مگس بر آن حضرت نمىنشست ؛ و از آن جمله است آنكه آن حضرت چون با مردمان به راهى مىرفت از همه كس يك سرو گردن بلندتر بود ؛ و از آن جمله است آنكه دل مبارك آن حضرت به خواب نمىرفت .
و اين تمام از معجزات خلقى آن حضرت است .
نوع دوم : اخلاق حميده ،
كه آن حضرت بدان مخصوص بوده و مجموع اخلاق حميده كه در آن حضرت بر اكمل وجهى واقع شده ، از معجزات آن حضرت است .
نوع سيم : شجاعت آن حضرت كه از طور عادت بيرون است ؛
چنانچه روايت كردهاند كه [ در ] غزاى احد بعد از آنكه لشكر اسلام شكسته بود و آن حضرت زخم يافته و افتاده ، همچنان بر ثبات عزم جنگ بود و برخاست و مردمان را آواز داد و به دفع كفّار اشتغال نمود . كفّار بازگشتند و بعد از شكستن فاحش جبر و تدارك
هامش
( 1 ) . از « غ » .
( 2 ) . واقعهء نقل شده معروف به حديث شق صدر است كه بسيارى از محققان آن را نادرست مىدانند . دربارهء دلايل نادرستى آن نك : الصحيح من سيرة النبى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ج 1 صص 82 - 88 .