الطّيب الطّاهر
آن حضرت پاك و پاكيزه است .
زيرا كه پاك است به حسب و نسب از آلايش كه در نسبها مىباشد ؛ و پاكيزه است از عيوب كه وجود آدمى بدان ملوّث مىگردد . و اين هر دو هم از القاب آن حضرت است .
المزّمّل المدّثّر
آن حضرت پيچيده در گليم و پوشيده در دثارست كه آن جامهء چسبيده به بدن است .
و اين دو لقب است كه حضرت حق سبحانه و تعالى آن حضرت را بدان ياد فرموده در قرآن آنجا كه مىفرمايد :
يا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ
، « 1 »
يا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ
. « 2 » و اصل اين لقب آن است كه چون جبرئيل در كوه حرا بر حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ظاهر شد آن حضرت را رعبى در خاطر آمد نزد خديجه بازگشت و يك نوبت فرمود : زمّلونى زمّلونى ، پس حق تعالى آيه فرستاد
يا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ
. و نيز فرمود : دثّرونى ، دثّرونى ؛ يعنى مرا در جامهء پيچيده ؛ حق تعالى
« يا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ »
فرستاد . و اين هر دو از القاب آن حضرتست و متضمن حكايت ابتداى فرود آمدن وحى است بدان حضرت . چنانچه بعد از اين ان شاء اللّه مشروح خواهد شد .
فارقليط « 3 »
العظيم
و فارقليطا لفظى عبرانيست و آن اسم حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است در كتاب انجيل . و معنى او در عبرى فرقكننده است ميان حق و باطل .
الرّءوف الرّحيم
آن حضرت رأفتكننده است بر بندگان و رحمكننده .
و اين دو اسم است كه حضرت حق جلّ و علا آن حضرت را بدان وصف فرموده ، آنجا كه مىفرمايد :
بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُفٌ رَحِيمٌ
؛ « 4 » و گفتهاند كه حضرت حق
هامش
( 1 ) . مزمل ( 73 ) 1 .
( 2 ) . مدثر ( 74 ) 1 .
( 3 ) . در « غ » : فارقليطا
( 4 ) . توبه ( 9 ) 128 .