و حسن منظر آن حضرت حيران مانده بودم . صباح آن شب از بقيهء شوق واقعه ، اين منقبت صورت نظم يافت . و در اين مقام آن را درج مىكنم . منقبة رضوية :
سلام على روضة للامام * على بن موسى عليه السلام
سلام من العاشق المنتظر * سلام من الواله المستهام
بر آن پيشواى كريم الشيم * بر آن مقتداى رفيع المقام « 1 »
ز شهد شهادت حلاوت مذاق * ز زهر عدو در جهان تلخكام
ز خلد برين مشهدش روضهاى * خراسان از او گشته دار السلام
از آن خوانمش جنّت هشتمين * كه شد منزل پاك هشتم امام
محبّان ز انگور پرزهر او * فكندند مىهاى خونين به جام
مرا چهره بنمود يك شب بخواب * شد از شوق او خواب بر من حرام
على وار بر شير مردى سوار * امين در ركابش كمينه غلام
و در اين اوقات مشوش السّاعات كه اين فقير از حوادث روزگار و نوايب چرخ ناپايدار « 2 » مهجور از اوطان و اخوان در بلدهء كاشان به عزم سفر خراسان موقوف مانده بودم ، غزلى در بيان سهولت موت عارفان و آسانى سفر ايشان از دنيا به جانب جنان اتفاق افتاد و در خاتمهء آن بيتى وارد شد كه دلالت بر آن مىكند كه ان شاء اللّه آن مقصود كه زيارت آن روضهء مقدسه است در اين نزديكى روى خواهد نمود . و در اين مقام جهت تفأل آن غزل مذكور مىشود . غزل :
ما چو رويم از اين جهان نى به عبوس « 3 » مىرويم * حجلهء ماست دار و ما سوى عروس مىرويم
رقص كنان بهر قدم ، بوسه زنان لب عدم * نى چو خران بسته دم ، با غم و بوس مىرويم
ملك ديار نيستى ناله كنان گرفتهايم * دبدبه هست هر طرف ز آنكه به كوس مىرويم
كنده دل از همه جهان رسته ز سود و از زيان * با دل خوش سوى جنان نى به فسوس مىرويم
ما نه شكستهايم پر در ره دل چون ماكيان * جانب عرش هر سحر همچو خروس مىرويم
هامش
( 1 ) . دو مصرع دومى بيت اول و دوم در « غ » نيامده .
( 2 ) . در اصل : پايدار .
( 3 ) . در « غ » : عروس .