و اين اشارتست بدان كه آن حضرت جامع انواع محاسن صورى و معنوى و مكارم خلقى و خلقى بود و گويا نيكويى ، صفت ذات اوست و احسان ، صناعت و پيشهء او . و آن حضرت سند و برهانست كه بر مردمان قائم گشته جهت اظهار حق .
و آن حضرت حجّت خداى تعالى است بر انس و جان .
« و اين اشارتست به آنچه از او صاف ائمه هدى است كه ايشان حجّت خداى تعالىاند بر انس و جن . » « 1 » روايت كردهاند كه همچنانكه انسان از آن حضرت تلقى علوم و معارف مىكردهاند ، جن در صحبت آن حضرت حاضر مىشدهاند و علوم و معارف از آن حضرت فرا مىگرفتهاند و قواعد دين مىآموختهاند . پس آن حضرت حجّت خداى تعالى باشد بر انس و جن .
الّذي هو لجند الأولياء سلطان
آن حضرت آن كسى است كه مر لشكر اوليا را سلطان و پادشاهست .
و اين اشارتست بدان كه جميع اولياى عالم در تحت لواى سلطنت امامت آن حضرتاند و همه متابع و خادم و موالى آن حضرت بودهاند ؛ چنانچه روايت كردهاند كه شيخ معروف كرخى كه بزرگ و مقتداى مشايخ طبقاتست و اوصاف كمالات و كرامات او مشهور و مذكور عالم است و قبر او محل استجابت دعاست ، چنانچه گفتهاند قبر معروف كرخى ترياق مجرّبست ، از جمله خادمان آستان حضرت امام على موسى الرضا بوده . گويند نوبتى آب بغداد كه آن را شط مىگويند ، طغيانى عظيم پيدا نمود چنانچه نزديك بود كه تمامى بغداد را آب ببرد و مردمان را تزلزل و اضطراب عظيم پيدا شد . به خدمت معروف كرخى رحمه اللّه آمدند و ازو درخواست نمودند كه دعايى كنيد تا حق تعالى بلاى غرق را از ايشان دفع فرمايد .
معروف فرمود : برويد و با شط بغداد بگوييد كه اى شط ! ترا به سر معروف كرخى سوگند مىدهيم كه بازگرد و ترك طغيان كن .
مردمان برفتند و آن سخن را با شط بگفتند و او را به سر معروف كرخى سوگند
هامش
( 1 ) . از « غ » افتاده .