كسى با او تقرّب جسمانى نمايد ، بلكه مراد تقرّب به حسب مراتب است . اين است مجمل حديث معراج كه در اين فقره به دو اشارت نموده شده و تفاصيل آن از كتب احاديث بجوئيد . اكنون اشارت به قصّهء هجرت است :
[ هجرت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ]
المهاجر فى نصرة دين اللّه لتقويم شعائر الإسلام « 1 »
آن حضرت هجرتكننده است در يارى دين خدا از براى راست داشتن و بپاىداشتن نشانهاى اسلام .
و اين اشارت است به هجرت آن حضرت . چنانچه در احاديث وارد شده كه چون سيزده سال از بعثت آن حضرت بگذشت و كفّار قريش به طاعت اسلام در نمىآمدند ، اتّفاق كردند كه قصد آن حضرت كنند . آن حضرت شبى از ميان ايشان بيرون رفت و حضرت امير المؤمنين على بن ابى طالب عليهما الصلاة و السّلام بر فراش خود بخوابانيد و آن شب قصد آن حضرت داشتند و آن حضرت به غار فرمود و از آنجا به مدينه فرمود و قصهء هجرت مشهور است .
المجاهد الغازي فى سبيل اللّه برفع السّيوف و نصب الأعلام لكسر الأصنام .
آن حضرت مجاهدهكننده و غزاكننده است در راه خداى تعالى به برداشتن شمشير بر كافران و مخالفان و برداشتن علمها از براى شكستن بتان .
و اين اشارت است به غزاهاى حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و آن حضرت بعد از آنكه به مدينه هجرت فرمود غزاى بسيار با كافران كرد و بيست و هشت غزا آن است [ كه ] به نفس خود حاضر شده و مشهورات آن غزاى بدر و احد و خندق بنى قريظه و بنى النضير و بنى قينقاع و حديبيه و خبير و فتح و تبوك و بنى المصطلق و بدر صغرى « و بدر موعد » « 2 » و غزاى حنين و طائف ؛ و ديگر غزاها لشكر فرستاده
هامش
( 1 ) . اين جمله در « غ » ، جايش خالى مانده و نوشته نشده .
( 2 ) . در « غ » نيامده .