تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 790

مساهمون:

ص٧٩٠
ترا بدان نه آيت كه خداى تعالى [ گ 218 ] به موسى فرستاد ، كه در تورية خبر رسول و اهل بيت وى و امت وى ياد كرده است يا نه ؟ آنجا كه مىگويد . چون امت آخرين بيايد تبع راكب اشتر باشند ، تسبيح خداى مىكنند در مسجدهاى نو ، بايد كه بنى اسرائيل پناه به ايشان برند به ملك ايشان تا دل‌هاى ايشان قرار گيرد كه در دست‌هاى ايشان شمشيرها باشد ، و از كفار انتقام خواهند در اقطار زمين . رأس الجالوت گفت : اين معنى در تورية نوشته است . پس جاثليق گفت : كتاب شعيا مىدانى ؟ گفت : بلى . حرف به حرف مىدانم . آنگه بديشان هر دو گفت : مىدانيد كه شعيا گفت صورت راكب جمل ديدم جلباب‌هاى نور درو پوشانيده و راكب بعير را ديدم نورش مثل نور قمر ؟ هر دو گفتند : اين قول شعيا است . پس رضا گفت : يا نصرانى ، عيسى در انجيل مىگويد . من مىروم به نزد رب من و رب شما ، البارقليطا جاى او گواهى دهد از بهر من به حق ، چنان كه من او را گواهى دادم و او تفسير همه چيزها بگويد با شما ، و فضائح امم ظاهر كند ، و عمود كفر بشكند . جاثليق گفت : از انجيل ياد نكردى كه انكار آن توانم كرد . گفت : اين در انجيل نوشته است ؟ گفت : بلى . رضا ، عليه السلام ، گفت : يا جاثليق ، مرا خبر ده از انجيل اول ، چون آن را گم كردند نزد كه بازيافتند ، و اين انجيل از بهر شما كه بنهاد ؟ گفت روزى نيافتيم ، و روز ديگر يوحنا و متى نو و تازه نزد ما آوردند . رضا عليه السلام گفت : ترا حال انجيل معلوم نيست ، اگر چنين بود كه تو مىكنى چرا خلاف مىكنى ، و خلاف در انجيل است كه امروز در دست شما است ؛ اگر انجيل اول بودى در آن خلاف نبودى ، اما من ترا معلوم كنم ،