نورية دو راكب را ديديم كه زمين از بهر ايشان روشن شد : يكى بر حمار ، و يكى بر اشتر . يكى بر خر نشسته و يكى بر اشتر .
رأس الجالوت گفت : نمىدانم .
رضا گفت : عليه السلام ، عيسى بر خر نشست ، و محمد بر اشتر ، صلوات اللّه عليهما ، انكار اين مىكنى ؟ گفت : نه ، نتوانم كرد .
رضا گفت : حيقوق نبى را مىدانى ؟ گفت : بلى .
رضا گفت : در كتاب او مىگويد : خدا بيان بياورد از كوه قاران و آسمان و زمين پر شد از تسبيح احمد و امت او ، اسبان را در بحر برانيد چنان كه در بر دوند ؛ كتابى نو بياورد بعد از خراب شدن بيت المقدس ، و به كتاب ، قرآن مىخواهد ، به دين ايمان دارى .
رأس الجالوت گفت : [ گ 220 ] اين قول حيقوق نبى است ، انكار نكنم .
رضا عليه السلام ، گفت : داود عليه السلام در زبور مىگويد ، و تو مىخوانى :
« خدايا بفرست آن را كه اقامت سنت كند بعد از فترت » غير از محمد ، صلى اللّه عليه و آله ، كسى مىدانى كه اقامت سنت كرد بعد از فترت ؟
رأس الجالوت گفت : اين قول داود است ، انكار نتوان كرد ؛ اما بدان عيسى مىخواهد ، و آن فترت .
رضا گفت ، عليه السلام ، جهل گفتى ، عيسى هيچ سنت ننهاد ، و او موافق سنت تورية بود تا آن وقت كه او را به آسمان بردند ، و در انجيل نوشته است پسره بره « 1 » خواهد رفت ، و البارقليطا بيايد از پس او تخفيف به زهاد ايشان كند و جمله چيزها ايشان را بيان كند ، و گواهى دهد مرا ، چنان كه گواهى دادم او را ، من امثال به شما آوردم ، و او تأويل بياورد ، بدين ايمان دارى ؟
هامش
( 1 ) و فى الانجيل مكتوب ، ان ابن البرة ذاهب و الفارقليطا جاء من بعده . م