تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 783

مساهمون:

ص٧٨٣

باب پنجاه و ششم در احتجاج رضا عليه السلام با اهل كتاب و مجوس و صابيان

روايت كند از حسن بن محمد النوفلى « 1 » گفت : چون رضا عليه السلام نزد مأمون رسيد فضل بن سهل را فرمود كه اصحاب مقالات را جمع كند تا با وى مناظره كنند ، مثل جاثليق و رأس الجالوت و هر بد و رؤساى صابيان و اصحاب زردشت و قسطاس رومى تا سخن ايشان بشنود . فضل ايشان را جمع كرد ، و مأمون را خبر داد ، گفت : شما را از بهر چيزى حاضر كرده‌ام و مىخواهم كه با اين پسر عم من كه از مدينه آمده است مناظره كنيد . فردا بامداد حاضر شويد جملة . حسن نوفلى گويد : ما نزد رضا نشسته بوديم ياسر بيامد ، گفت : يا سيدى امير المؤمنين سلام مىرساند ، مىگويد : اصحاب اديان و مقالات و متكلمان جمع شده‌اند ، اگر بامداد تجشم نمايى و پيش ما حاضر شوى تا با ايشان سخن گويى و سخن ايشان بشنوى ، و اگر فرمايى ما بياييم . رضا عليه السلام گفت بامداد بيايم ان شاء اللّه . حسن بن محمد النوفلى گفت : چون ياسر بازگرديد رضا نظر با من كرد ، گفت : يا نوفلى ، تو از عراقى ، و اهل عراق صاحب خاطر باشند . چه مىگويى در جمع كردن مأمون اصحاب مقالات را بر ما ؟ گفتم نفس من فداى تو باد مىخواهد كه امتحان كند و بداند كه نزد تو چيست ، بنا نه بر اصلى استوار نهاده است .
هامش
( 1 ) ر . ك ، مسند الرضا ج 2 : 74 تأليف آقاى عطاردى