دوم چنان كه معنى آن نداند الا آنكه ذهن صافى و حسى لطيف دارد و تميز توان كرد و دل او روشن بود به نور ايمان .
قسم سيوم جز خداى عز و جل و راسخان در علم او ندانند . و از بهر آن چنين كرد تا مبطلان و متقلبان دعوى نتوانند كرد كه ميراث رسول از علم كتاب نزد ما هست كه خداى اين معنى بديشان بداد تا ايشان مضطر باشند به فرمان بردن آن كس كه خدا او را امير كرد ، و رسول را فرمود تا او را نصب كرد ، و علم كتاب و آنچه خلق بدان محتاج باشند به دو داد . و ايشان از سر جهل استكبار كردند و بر خداى عز و جل افترا كردند و دروغ گفتند و به كثرت اتباع و جهال كه يارى ايشان دادند مغرور شدند و عناد كردند با خدا و رسول .
اما [ آن ] يك قسم از كتاب كه عالم و جاهل آن را داند . قوله تعالى :
« أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ »
و قوله :
« مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ ، »
و قوله :
« إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيماً »
يعنى فضل آن كس كه بر شما خليفه و وصى كردهاند تسليم كنند و مسلم داريد ، اين آن است كه ترا خبر دادم كه تأويلش آن كس داند كه ذهن صافى و حس لطيف دارد .
و همچنين قوله :
« سَلامٌ عَلى إِلْياسِينَ
« 1 » از بهر آن بارى عز اسمه رسول را صلى اللّه عليه و آله و سلم ، يس ، خواند آنجا كه گفت :
يس وَ الْقُرْآنِ الْحَكِيمِ إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ »
زيرا كه خداى را معلوم بود كه اگر گويد : سلام على آل محمد ، آن را بيندازند چنان كه ديگر چيزها بينداختند ، و رسول صلى اللّه عليه و آله پيوسته استمالت ايشان مىكرد به انواع تلطف ؛ و بر يمين و يسارشان مىنشاندند تا آن وقت كه خداى تعالى فرمود كه ايشان را دور كن چنان كه گفت :
« وَ اهْجُرْهُمْ هَجْراً جَمِيلًا »
و گفت :
« فَما لِ الَّذِينَ كَفَرُوا قِبَلَكَ مُهْطِعِينَ ، عَنِ الْيَمِينِ وَ عَنِ الشِّمالِ عِزِينَ »
چه بوده است ايشان را كه كافر شدند نزد تو مىآيند به شتاب ، ترسان ، از چپ و
هامش
( 1 ) در اصل : آل يش