تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 589

مساهمون:

ص٥٨٩
و به احيا ، درين موضع آن مىخواهد كه او را راه راست نمايد كه آن حيات ابد است از بهر آنكه هر كه بارى تعالى او را حى خواند او هرگز نميرد ، يكى از دار محنت و بلا نقل به دار مغفرت و عطا كند . و آنچه گفتى كه در موضعى دگر كه نفس خود را به انفراد وحدانيت كرد و در موضعى به جمع ، خداى تعالى فرد است و منزه چنان كه خود را صفت كرده است به وحدانيت نور ازلى و قديم است و هيچ به دو نماند و او به هيچ نماند ، تغيير به دو راه نيابد ، حكم كند و برگزيند چنان كه خواهد [ او ] را مانع نباشد ، قضاء وى رد نتوان كردن ، آنچه آفريده در ملك وى تغييرى كرد و نه آنچه بيافريد نقصان ملك اوست ؛ مراد از آفريدن اظهار قدرت و پيدا كردن سلطنت بود و بيان براهين حكمت بيافريد آنچه خواست ، و براند فعل بعضى از اشياء بر دست كسانى كه ايشان را برگزيد از امناء فعل ايشان فعل اوست و فرمان او چنان كه گفت :
« مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ »
هر كه طاعت رسول برد طاعت خداى برده باشد . آسمان و زمين موضع و مكان ساخت ، آن را كه خواهد از خلق خود تا پاك از پليد ظاهر شود چنان كه در سابق علم وى بود و آن را مثال گردانيد اوليا و امناء خود را و خلايق را فضايل ، و منزلت اولياء خود معلوم كرد و طاعتشان واجب گردانيد بر جمله ، مثل طاعت خود و حجتشان لازم كرد اگر خطاب به انفراد با ايشان كرد دليل بود بر وحدانيت و انفراد وى ، و آنجا كه جمع كرد اظهار آن كرد كه او را اولياء و امنا هستند كه افعال و احكام ايشان مانند فعل وى است و ايشان بندگان عزيزاند و مكرمتشان كرده است بقول سبق نبرند بر خدا ، يعنى از خود چيزى نگويند و فرمان او [ گ 108 ] كار كنند ، و فرمايند ايشان را به روح خود قوه و يارى داده است و معلوم خلق كرده كه ايشان عالم باشند به علم غيب چنان كه خداى تعالى مىگويد :
« عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ »
نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 589 | محمد بن حسين رازي