است و به شب كور . [ گ 94 ] و از آنكه به شب كور است و به روز بينا ، و از آنكه به روز كور است و به شب بينا . امير المؤمنين صلوات اللّه و سلامه عليه گفت :
ويحك از چيزى كه تو محتاج آن باشى نه از چيزى كه محتاج آن نيستى . اما آنكه بروز بيناست و به شب بيناست آن كس بود كه ايمان آورد به انبياء و رسل و اوصياء گذشته و كتب ايشان و ايمان آورد به خدا و رسول صلى اللّه عليه و آله و اقرار كند به ولايت من ، مرا در روز و شب ديده بود . و آن كه به روز كور و به شب كور آن كس بود كه انكار انبياء رسل و اوصياء گذشته و كتب ايشان كند و رسول عليه و الصلاة و السلام و التحية و آلش دريافت و به دو ايمان نياورد و انكار ولايت من كرد ، آن كور بود هم به شب و هم به روز . و آن كه به شب بيناست و به روز كور آن كس بود كه ايمان آورد به انبيا و رسل و اوصياء گذشته و كتب ايشان و منكر رسول بود صلى اللّه عليه و آله و سلم و ولايت من و حق من ، آن كس كه به شب بينا باشد و به روز كور . و آنكه به روز بينا بود و به شب كور آن كس بود كه انكار انبياء رسل و اوصياء گذشته كند و كتب ايشان ، و ايمان آرد به محمد صلى اللّه عليه و آله و به امامت من ، او به شب كور بود و روز بينا . ما پسران عبد المطلبيم ، اى پسر كوا ، خداى عز و جل اسلام را به ما گشود و به ما ختم كرد .
اصبغ بن نباته گويد : چون امير المؤمنين ( ع ) از منبر فرود آمد از پى وى برفتم ، گفتم : يا امير المؤمنين ، دلم قوى گردان .
گفت : يا اصبغ ، هر كه در ولايت من شك كرده باشد در ايمان شك كرده بود ، و هر كه به ولايت من اقرار كند به ولايت خداى تعالى اقرار كرده باشد . ولايت من متصل است به ولايت خداى تعالى چنان كه اين هر دو انگشت ، و انگشتان بهم بازنهاد . هر كه اقرار كرد به ولايت من نجات يافت ، هر كه انكار كرد به ولايت من خائب و خاسر شد و ابدا در دوزخ بود .
اصبغ بن نباته گويد : امير المؤمنين عليه السلام بر منبر بود ، ابن الكوّاء برخاست گفت : يا امير المؤمنين ، مرا خبر ده از ذى القرنين كه نبى بود يا ملك يا پادشاه ، و خبر ده مرا از هر دو قرن او از زر بودند يا سيم ؟
نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 566
مساهمون: محمد بن حسين رازي
ص٥٦٦