تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 543

مساهمون:

ص٥٤٣
جمله نگاه داشتند و بهتر و فاضل‌تر از مااند . امير المؤمنين ( ع ) گفت : راست مىگوييد ، مردم در حفظ يكسان نباشند . پس امير المؤمنين ( ع ) گفت : سوگند مىدهم به خداى كه هر كه آن را حفظ كرده است برخيزد و خبر دهد . زيد بن الارقم و البراء بن الغالب و ابو ذر و عمار و مقداد برخاستند ، گفتند : حاضر بوديم و شنيديم و قول رسول حفظ كرديم و او بر منبر ايستاده بود و تو در جنب وى ، مىگفت : اى قوم ، خداى تعالى مرا فرمود كه امامى از بهر شما نصب كنم و قائمى در ميان شما بازگذاريم و وصى و خليفه بعد از من ، و آنچه فرض كرده است بر مؤمنان طاعت او ، در كتاب خود قرين طاعت او و طاعت من كرده است ، و شما را مىفرمايم به ولايت او ، و من مراجعت كردم با خداى از بيم طعنهء اهل نفاق و تكذيب ايشان ، مرا خداى وعيد كرد كه اگر اين پيغام نگزارم مرا عذاب كند و خداى تعالى نماز و روزه و زكات و حج فرمود شما را بيان كردم ، و شما را فرمودم به ولايت على ، و من شما را آگاه مىكنم كه اين از آن اين است خاصة ، و دست بر دست على نهاده بود ، بعد از آن پسرش حسن و بعد ازو حسين و پس از او از آن اوصياء از فرزندان وى ، از قرآن جدا نشوند تا به من رسند به حوض . اى قوم ، بيان كردم شما را مفزع و پناه شما بعد از من ، و امام و دليل هداى شما است ، و او برادر من است على بن ابى طالب عليه السلام ، و او در ميان شما به منزلت من است ، مقلد وى باشيد در دين و مطيع وى شويد در جملهء كارها ، كه نزد اوست هر علم و حكمت كه خداى تعالى مرا بياموزانيد ، ازو پرسيد و ازو بياموزيد ، و از اوصياء او بعد ازو ، و به ايشان مياموزانيد و تقديم بر ايشان مكنيد ، و ترك ايشان مكنيد كه حق با ايشان است و ايشان با حق و از ايشان جدا نشود و ايشان از حق جدا نشوند . پس بنشستند . سليم بن قيس هلالى گفت : پس امير المؤمنين عليه السلام گفت : اى قوم دانيد كه بارى تعالى فرمود در كتاب ، و فرستاد : الآية :
« إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ