تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة فهرست 19

مساهمون:

صفهرست ١٩
وَ كُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْها
[ بمحمد ] 103 / 3 404 و بوديد بر كنار مغاك از آتش پس شما را رهانيد از آن ام يحسدون الناس على ما آتاهم اللّه من فضله فقد آتينا آل ابراهيم [ و آل عمران و آل محمد ] الكتاب و الحكمة و آتيناهم ملكا عظيما 66 / 4 404 آيا حسد مىبرند مردمان بر آنچه داد ايشان را خدا از فضلش پس داديم ما خاندان ابراهيم را كتاب و حكمت و داديم ايشان را پادشاهى بزرگ يومئذ يود الذين كفروا و عصوا الرسول [ و ظلموا ] لو تسوى بهم [ آل محمد حقهم ] الارض لا يكتمون اللّه حديثا 54 / 4 404 در آن روز دوست دارند آنها كه كافر شدند و نافرمانى كردند پيامبر را اى كاش هموار شود به ايشان زمين و نمىپوشاند از خدا سخنى را فلا و ربك لا يؤمنون حتى يحكموك [ محمدا و آل محمد ] فيها شجر بينهم ثم لا يجدوا فى انفسهم حرجا فما قضيت و يسلموا تسليما 65 / 4 پس نه به حق پروردگار تو كه نمىگروند تا حكم كنند در آنچه خلاف بود ميانشان پس نيافتند در وجودشان خوشنودى از آنچه حكم كردى و تسليم كنند تسليم‌كردنى ان الذين آمنوا ثم كفروا . . . [ و ظلموا آل محمد حقهم ] بدرستى آنان كه گرويدند پس كافر شدند
لَمْ يَكُنِ اللَّهُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ وَ لا لِيَهْدِيَهُمْ سَبِيلًا
137 / 4 نباشد خداى تا بيامرزد ايشان را و نه كه راه نمايد ايشان را فقطع دابر القوم الذين ظلموا [ آل محمد حقهم ] و الحمد للّه رب العالمين 45 / 6 404 پس بركنده شد بيخ قومى كه ستم كردند و ستايش مر خداى راى كه پروردگار جهانيان است يا أيها الذين آمنوا لا تخونوا اللّه و الرسول و تخونوا اماناتكم [ فى آل محمد ] و انتم تعلمون 27 / 8 405 اى گرويده‌ها نادرستى نكنيد با خدا و پيامبر و ناراستى مكنيد به امانت‌هاى خودتان و شما مىدانيد ثانى اثنين إذ هما فى الغار اذ يقول لصاحبه [ ويلك ] لا تحزن ان اللّه معنا 40 / 9 405 دوم دو كس وقتى كه آن دو بودند در غار چون گفت پيامبر يار غار را كه اندوه مخور كه خدا با ماست