تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
نه از حرص يا از وثوق بر نفس از آنچه امت بدان محتاج باشد « 2 » و نه مالى دارم و نه كثرت عشيرت و نه ربودن و غلبه كردن بر آن تا غيرى را نباشد ، چه بوده است ترا كه در اندرون چيزى دارى كه من مستحق آن نيستم از تو و اظهار كراهت مىكنى برين كه من درشم « 1 » ، و به نظر حقارت و ملالت به من مىنگرى ! امير المؤمنين ( ع ) چون اين سخن بشنيد ، گفت : چرا قبول كردى چون ترا بدان رغبتى نيست و نه حريص بودى و نه واثق بر نفس خود [ گ 629 ر ] بر قيام نمودن بر آنچه امت بدان محتاج باشند . ابو بكر گفت : حديثى از رسول صلى اللّه عليه و آله شنيدم ، گفت : خداى عز و جل امت مرا جمع نكند بر ضلالت . و چون اجتماع ايشان ديدم تبع حديث رسول صلى اللّه عليه و آله شدم ، و محال دانستم كه اجتماع ايشان بر خلاف راه راست باشد ، ايشان را اجابت كردم ، و اگر دانستمى كه يكى از ايشان با پس ايستد منع كردمى . امير المؤمنين عليه السلام گفت : اما آنچه گفتى از حديث رسول صلى اللّه عليه و آله ، كه خداى تعالى امت ( مرا ) جمع نكند بر ضلالت ، من از امت بودم يا نه ؟ ابو بكر گفت : بلى و همچنين اين قوم كه امتناع كردند ، مثل سلمان و عمار و ابو ذر و مقداد و سعد بن عباده ، و آنكه تبع وى بودند از انصار . ابو بكر گفت : از امت‌اند . امير المؤمنين گفت : پس حجت به حديث رسول صلى اللّه عليه و آله چون مىگيرى ؟ « 3 » و مثل اينان از تو با پس ايستيدند « 4 » و كس از امت طعن در
هامش
( 1 ) - [ يعنى در آن هستم ] - در اسم ( 2 ) - « بر قيام نمودن بر آنچه » - در « م » نيست ( 3 ) - م : مىكنى ( 4 ) - م : ايستادند