تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١

باب بيست و دوم در ذكر حجت گرفتن امير المؤمنين ( ع ) بر ابو بكر به چهل و سه خصلت

روايت كند احمد بن الحسن قطان ، از عبد الرحمن بن محمد الحسنى ، از ابو جعفر محمد بن حفص الخثعمى ، از حسن بن عبد الواحد ، از احمد ( بن ) محمد ثعلبى ، از محمد بن عبد الحميد ، از حفص بن منصور القطان ، از ابو سعد وراق ، از پدرش ، از جعفر بن محمد ، از پدرش ، از جدش عليهم السلام ، گفت : چون ابو بكر به امارت بنشست ، بعد از بيعت خلق و فعل ايشان با امير المؤمنين « 1 » ، ابو بكر پيوسته انبساط و بشاشت مىنمود ، و از امير المؤمنين عليه السلام انقباض مىديد . اين معنى بر ابو بكر سخت بود ، مىخواست كه امير المؤمنين را بيند ، و استكشاف حال كند ، او را در خلوت دريابد ، و عذر خود گويد از جمع شدن خلق بر وى و كار در گردن وى افكندن ، و قلت رغبت او به امارت ، و نخواستن آن . يك روز در وقت خلوت بيامد و طلب خلوت كرد ، گفت : و اللّه يا ابا الحسن ، اين كار نه به مواطات من بود ، و مرا رغبت نيست درين چه [ كه ] من درش افتاده‌ام « 2 » ، و
هامش
( 1 ) - م : به امير المؤمنين مىرسيد ( 2 ) - م : افتادم