تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
گفت : شرف ملايكه مقرب از بهر دوستى على است و قبول كردن ايشان ولايت على هيچ كس نباشد از دوستان على كه دل از كينه و بغض و عداوت على بشويد الا كه پاك‌تر و فاضل‌تر ملائكه مقرب باشد و خداى تعالى از بهر آنكه ملايكه را به سجود آدم فرمود كه در دل ايشان چنان بود كه در زمين كس از ايشان بهتر و فاضل‌تر نخواهد بود در معرفت خداى جل و جلاله و دين و دانش . خداى عز و جل خواست كه معلوم ايشان كند كه اعتقاد و ظن ايشان درين معنى خطاست ؛ پس بيافريد و جمله اسماء به دو آموزانيد آنگه آن اسما بر ملائكه عرضه داد . ايشان از معرفت آن عاجز شدند . آدم ( ع ) را بفرمود تا ايشان را از آن خبر داد و فضل و علم آدم ايشان را معلوم گردانيد . پس از صلب آدم ذرارى بيرون آورد از انبياء و رسل و بهتر از خلق و فاضل‌تر محمد و بهترين امتان امت محمد . پس معلوم ملايكه گردانيد كه اينها فاضل‌تر از ملايكه‌اند از بهر آنكه امانتى كه آسمان و زمين و آنچه ميان ايشان است از آن سرباز زدند . چون بر ايشان عرضه كردند و قبول نكردند و بنى آدم قبول كردند . و خود چگونه قياس توان كرد رنج و سختى كه بنى آدم در آن‌اند ( از ) وسوسهء شيطان ، و مجاهدهء هواى نفس ، و ثقل مؤنت عيال ، و مشقت طلب قوت حلال ، و تحمل كردن رنج اعدا و حساد ، و ترس از دزدان و سلاطين قاهر ظالم ، و رنج راه‌ها در طلب معاش خود و عيال ، به قطع بيابان‌ها و گذشتن عقبه‌ها ؛ خداى تعالى معلوم ملايكه گردانيد كه خيار مؤمنان اين رنج و مشقت بر خود نهند و با شياطين محاربت كنند و ايشان را به هزيمت كنند و جهاد نفس خود كنند و خود را از هوا و شهوات بازدارند با آنكه شهوات و هوى در ايشان مركب است ، و طبع بدان مايل ، از دوستى مال و جاه و لباس فاخر و طعام‌هاى لذيذ و عز و فخر و رياست ، و مقاسات رنج و بلا از ابليس و عفاريت وى ، و دفع كردن كيد ايشان و صبر بر رنج‌ها و غم‌ها . و امثال اين رسول صلى اللّه عليه و آله بسيار برشمرد ؛ پس گفت :