من باشند و چهل صفت امت جملهء انبياء عليهم السلام . و كتاب من گواه است بر همهء كتب « 1 » و ناسخ آنها . و من بياوردم تحليل آنچه ايشان حرام كردند و تحريم بعضى از آنچه ايشان حلال كردند . موسى صيد ماهى حرام كرد در روز شنبه تا خداى عز و جل گفت ، كسانى را كه در آن تعدى كردند :
« كُونُوا قِرَدَةً خاسِئِينَ » *
چنان شدند و من تحليل صيد آن آوردم و صيدش حلال است اين ساعت . قال اللّه تعالى :
أُحِلَّ لَكُمْ صَيْدُ الْبَحْرِ . . .
تا آخر آيه . و تحليل شحوم بياوردم و يهود آن نمىخوردند و خداى تعالى در كتاب خود صلوات بر من فرستاد ، گفت :
« إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيماً »
و مرا به رأفت و رحمت وصف كرد ، در كتاب خود . گفت :
« لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُفٌ رَحِيمٌ »
.
و فرمود كه با من سخن نگويند تا [ گ 614 ر ] صدقه ندهند
« إِذا ناجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقَةً »
بعد از آن به رحمت خود از ايشان فرونهاد .
ثوبان ، مولاى رسول صلى اللّه عليه و آله گويد : جهودى نزد رسول آمد ، گفت ، يا محمد ، از تو سؤالى خواهم كرد . مرا خبر ده . ثوبان پاى به روى زد . گفت : بگو ، يا رسول اللّه . گفت : نخوانم او را الا بدان نام كه اهل او بر او نهادهاند . گفت : چه ميگويى در
« يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ
وَ السَّماواتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِهِ »
خلق آن روز كجا باشند ؟ گفت : در ظلمتى پيش از محشر . گفت : اول طعامى كه اهل بهشت خورند چه باشد چون در بهشت روند ؟ گفت : جگر ماهى . گفت پس از آن چه خورند ؟ گفت : جگر گاو .
گفت : بر اثر آن چه شراب خورند ؟ گفت : سلسبيل . گفت : راست گفتى .
گفت : چيزى پرسم از تو كه الا نبى نداند . گفت : چيست آن ؟
هامش
( 1 ) - م : جمله كتب .