رسول صلى اللّه عليه و آله گفت : بهتر از آن به من داد .
گفتند آن چيست ؟
گفت خداى نهرى به من داده است در آسمان ، مجراىاش از زير عرش و هزار هزار كوشك بر آن نهر است ، خشتى از زر و يكى از سيم ، گياه آن زعفران و سنگ ريزهء آن در و ياقوت ، زمينش از مشگ اسفيد ، آن مرا و امت مرا بهتر ؛ و آن قول خدا ، انا اعطيناك الكوثر ،
گفتند : راست گفتى يا محمد ، و در توريت نوشته است اين بهتر از آن .
رسول گفت : اين سه .
گفتند : ابراهيم بهتر از تو خداى تعالى او را خليل خواند . رسول صلى اللّه عليه و آله گفت : اگر ابراهيم خليل خداست من حبيبم محمد . گفتند از بهر چه ترا محمد نام كرد ؟ گفت : خدا نام من محمد كرد ، اشتقاق از نام او ؛ خدا محمودست و من محمد و امت من حامدون [ گ 613 پ ] .
گفتند راست گفتى ؛ اين بهتر از آن .
رسول گفت : اين چهار .
يهود گفتند عيسى بهتر از تو از بهر آنكه عيسى روزى بر عقبهء بيت المقدس بود شياطين بيامدند تا او را برگيرند خداى تعالى جبرئيل را فرمود تا به جناح راست شياطين را از عيسى دور كرد و ايشان را در آتش انداخت .
رسول گفت بهتر از آن به من داد « 1 » .
گفتند : آن چيست ؟
گفت : روز بدر از قتال مشركان بازگرديدم و من سخت گرسنه بودم چون به مدينه رسيدم . زنى جهود مىآمد جفنهاى « 2 » بر سر نهاده و در آن جفنه بزغالهء بريان كرده و شكرپارهاى در آستين ، گفت : شكر خداى را كه سلامت به تو
هامش
( 1 ) - م : دادند .
( 2 ) - جفنه : بفتح جم و سكون نون : كاسهء بزرگ