تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
بزرگان ديگرى را فرزند خواند از اجانب كه ميان ايشان هيچ خويشى نباشد ، گويد اى فرزند نه بر طريق ولادت ، شما را بيش از آنكه در اول گفتم لازم شود . از بهر آنكه مىبينيد كه چنان كه يكى به اجنبى گويد اى فرزند ، يا اين فرزند من است هم گويد : اى برادر ، يا اين برادر من است ، يا شيخ يا سيد من است ، بر سبيل اكرام . و هر كرا در اكرام زيادت كند در مثل اين خطاب زيادت كند ، بايد كه پيش شما روا باشد كه موسى را گويند برادر خدا يا پدر يا شيخ يا سيد اوست . از بهر آنكه اكرام موسى بيش از آن عزير كرد . مثل آنكه يكى در اكرام يكى از ما و زيادت ( ؟ ) گويد : اى سيد من ، اى شيخ و خواجه و رئيس من ، بر طريق اكرام و هر وقت كه در اكرام زيادت كند مثل [ اين ] الفاظ زيادت كند . پس لازم شود كه نزد شما موسى برادر و پدر و شيخ و سيد و رئيس و خواجه و عم خداى تعالى خوانيد يا امير وى . يهود مبهوت و متحير بماندند ، گفتند : ما را مهلت ده تا برويم و درين سخن تو انديشه بكنيم . رسول صلى اللّه عليه و آله گفت : به دل‌ها انديشه كنيد كه معتقد انصاف باشند تا هدايت حاصل شود . پس رسول صلى اللّه عليه و آله رو به نصارى آورد گفت : شما از بهر چه مىگوئيد كه حق سبحانه و تعالى را مسيح متحد شد و مسيح پسر وى است ، بدين قول چه مىخواهيد ؟ اگر آن خواستى كه قديم محدث شد به اتحاد محدث يعنى عيسى ، يا عيسى كه محدث بود قديم شد به اتحاد قديم يعنى خداى تعالى ، يا آن مىخواهيد به اتحاد كه او را به كرامتى مخصوص كرد كه آن كرامت با ديگرى نكرد جز از وى . اگر آن خواستيد كه قديم محدث شد اين باطل است . از بهر آنكه محال است كه قديم محدث شود . و اگر آن مىخواهيد كه محدث قديم شد اين هم محال است كه تصور بندد كه محدث قديم شود . و اگر آن مىخواهيد كه او را برگزيد و گرامى كرد ، پس اقرار كرديد به حدوث و حدوث آن معنى كه بدان متحد شدند . از بهر آنكه چون عيسى محدث باشد و خداى تعالى با او متحد شد كه معنى