تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
كرده است ؟ صادق گفت : ظن مبر كه رسول صلى اللّه عليه و آله خلاف خداى تعالى كند به خداى . فرمود :
« وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ »
و گفت :
« قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ »
تو پندارى كه رسول خلاف قول خدا كرد و مجادله نكرد و ايشان را خبر نداد از برهانى كه فرمود خبر داد مرا پدرم ، از جدم زين - العابدين ، از پدرش حسين ، از امير المؤمنين صلوات اللّه عليهم كه او گفت : روزى اهل پنج دين حاضر شدند نزد رسول صلى اللّه عليه و آله ، يهود و نصارى و دهريان و ثنويان و مشركان عرب . يهود گفتند ما مىگوييم : عزير پسر خداست ، پيش تو آمديم تا تو چه مىگويى ؟ اگر تبع ما شوى ما سابق باشيم به حق و صواب بر تو و فاضل‌تر باشيم ، و اگر خلاف كنى با تو مناظره كنيم . پس نصارى گفتند : ما مىگوييم مسيح پسر خداست متحد باشد با او ، آمديم تا بنگريم كه تو چه مىگويى ؟ اگر تبع ما شوى ما سابق باشيم در صواب بر تو و بهتر از تو باشيم ، و اگر خلاف كنى با تو مناظره كنيم . دهريان گفتند ما مىگوييم عالم را اول نيست و قديم است ، آمديم تا بنگريم كه تو چه مىگوئى ، اگر تبع ما شوى ما سابق باشيم به صواب و حق و از تو بهتر باشيم ، و اگر خلاف كنى با تو مناظره كنيم . ثنويان گفتند ما مىگوييم نور و ظلمت مدبران عالم‌اند آمديم تا چه مىگويى ؟ اگر تبع ما شوى ما نيز تبع تو شويم ، و اگر خلاف ما كنى با تو مناظره كنيم . رسول صلى اللّه عليه و آله گفت : « آمنت باللّه وحده لا شريك له » ايمان آوردم به خداى كه يكى است و او را شريك نيست و كافر شدم بهر معبودى كه جز از خداست . پس گفت : خداى تعالى مرا بفرستاد به جملهء خلايق تا بشارت دهم و انذار كنم و من حجتم بر عالميان ، و هر كه با من كيد كند آن كيد با
نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 130 | محمد بن حسين رازي