و در عوض سورهء مباركهء :
وَ السَّماءِ ذاتِ الْبُرُوجِ
اين كلمات بهم پيوسته كرد : و السّماء ذات البروج و الارض ذات المروج و النّساء ذات الفروج و الخيل ذات السّروج و نحن عليها نموج بين اللّوى و الفلوج .
و اين كلمات نيز از اوست : يا ضفدع بنت ضفدعين نقىّ نقىّ كم تنقّين لا الشّارب تمنعين و لا الماء تكدرين اعلاك فى الماء و اسفلك فى الطّين . « 1 »
و گروهى اين كلمات را به مسيلمهء كذّاب نسبت كردهاند ، چنان كه در جاى خود رقم مىشود .
دعوى نبوّت طليحة بن خويلد
ديگر از دعوىداران نبوّت طليحة بن خويلد بود و او در قبيلهء بنى اسد اين ساز بنواخت ، و اين چنان بود كه وقتى آهنگ جنگ خالد بن وليد كرد - چنان كه مرقوم خواهد شد - در عرض راه آب ناياب گشت و مردم عطشان و نالان شدند از قضا بر زبان او رفت و گفت : اركبوا اغلالا و اضربوا اميالا تجدوا بلالا . يعنى : سوار شويد و چند ميل طى مسافت كنيد و آب بيابيد .
پس چنان كردند بر اسب او برنشستند و لختى بشتافتند و آب بيافتند ، از اين روى در فتنه افتادند . طليحه را نيز اين كار خوش افتاد گفت : جبرئيل با من وحى بياورد و سجود را از نماز برانداخت . اين ببود تا آنگاه كه عيينة بن حصن فزارى خواست حمل زكات را از گردن فرونهد از پى چارهء طريق ارتداد گرفت ، و مردم فزاره را با خود همدست كرده ، پيروى طليحه را اختيار كرد .
و ابو بكر در زمان حكومت خود خالد بن وليد را به دفع او مأمور كرد ؛ و خالد با لشكرى ساخته به دو تاخت و آنگاه كه از ميان قبيلهء طى عبور مىداد آنان كه در اسلام خويش ببودند با خالد پيوسته شدند و به اتّفاق بر سر طليحه تاختن بردند ، عيينة بن حصن فزارى با لشكر خويش در برابر خالد صف راست كرد و به قتال و جدال
هامش
( 1 ) . اى قورباغه ، دختر دو قورباغه ، فرياد كن فرياد كن ، چقدر فرياد مىكنى نه مانع آب خورند هستى و نه آب را تيره مىكنى ؛ لكن بالاى تو در آب و پائين تو در گل است .