تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1678

مساهمون:

ص١٦٧٨

ذكر جماعتى از اصحاب صفه

به روايت خاصه و عامه يك روز سلمان و بلال و عمّار و صهيب و حباب و جماعتى ديگر از مساكين مسلمين در مجلس رسول خداى جاى داشتند ناگاه اقرع بن حابس تميمى و عيينة بن حصن فزارى و چند تن ديگر از بزرگان قريش و مؤلفهء قلوب بر پيغمبر درآمدند ، عرض كردند : يا رسول اللّه كاش اين جماعت بندگان و مساكين را از خود دور مىداشتى و اگر اين نشود كاش ايشان را با ما در يك مجلس نمىگذاشتى چه تواند بود كه بعد از بيرون شدن ما ايشان درآيند ؛ زيرا كه اشراف عرب از دور و نزديك به حضرت تو مىآيند دوست نمىداريم كه ما را با ايشان در انجمن نگرند . خداوند تبارك و تعالى اين آيت مبارك را در اين هنگام فرستاد :
وَ لا تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ ما عَلَيْكَ مِنْ حِسابِهِمْ مِنْ شَيْءٍ وَ ما مِنْ حِسابِكَ عَلَيْهِمْ مِنْ شَيْءٍ فَتَطْرُدَهُمْ فَتَكُونَ مِنَ الظَّالِمِينَ وَ كَذلِكَ فَتَنَّا بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لِيَقُولُوا أَ هؤُلاءِ مَنَّ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنْ بَيْنِنا أَ لَيْسَ اللَّهُ بِأَعْلَمَ بِالشَّاكِرِينَ .
« 1 » يعنى : اى محمّد اين مردم كه از ياد خداوند بيرون نمىشوند و بامداد و شبانگاه تلاوت قرآن مىكنند از مجلس خود بيرون مكن ، چه اين مساكين از ذكر خدا رضاى خدا جويند و طريق وحدت پويند ، حساب ايشان و بازپرس ايمان ايشان بر تو نيامده است ، و نيز حساب تو با ايشان نيست ، پس چون برانى ايشان را ، از ستمكاران باشى . يعنى به خواستارى مؤلفهء قلوب كه دعوى ايمان كنند نتوان چنين مردم دين‌پرست را دور داشت . پس بدين آيت مبارك و اين تأكيد و تشديد در شأن اصحاب صفه جاى سخن براى منافقين نماند و نتوانستند از رسول خداى اظهار رنجش كرد و آنگاه فرمود : و همچنين آزموديم جماعتى از بزرگان و صاحبان مال و ثروت را با مساكين و درويشان در امور دين و اين درويشان را نيكوتر يافتيم ، و در ازاى مال و جاه توانگران صحبت پيغمبر عطا فرموديم تا توانگران گويند : آيا اين درويشان كه در ميان ما گزيده شده‌اند و خداوند به نعمت ايمان كه ايشان را عطا كرده بر ايشان منّت مىگذارد ؟ و
هامش
( 1 ) . سورهء انعام ، آيه 52 - 53 .