تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1650

مساهمون:

ص١٦٥٠
عيادت ايشان آمد و على را فرمود : از براى بهبود فرزندان نذرى بر ذمّت خويش استوار كن ، على عليه السّلام بر ذمّت نهاد كه سه روز روزه بدارد و فاطمه و حسنين و كنيزك ايشان فضّه نيز اقتفا به على كردند ، پس بعد از بهبود حسنين ، على عليه السّلام به نزد شمعون جهود رفت و از وى مقدارى پشم بگرفت تا فاطمه از بهر او بتابد و اجرت آن را مقدارى جو مأخوذ داشت و به خانه آورد ، و از ميدهء « 1 » جو پنج گردهء نان بكردند و روز را روزه بداشتند . شامگاهان چون خواستند افطار كنند بانگى از در سراى برسيد كه السّلام عليكم يا اهل بيت محمّد ، مردى مسكينم و گرسنه‌ام . على عليه السّلام نان خويش به دو فرستاد فاطمه و حسنين و فضّه نيز اقتفا به على كردند و هر پنج ( 5 ) تن با آب قراح « 2 » افطار نموده ؛ روز ديگر را نيز روزه بداشتند و شامگاه يتيمى از در سراى سؤال كرد ، و روز سيم اسيرى سائل آمد ؛ و همچنان على عليه السّلام و اهل او نان خويش صدقه كردند و سه روز از پى هم با آب قراح افطار نمودند ، روز چهارم جبرئيل فرود شد و سوره
هَلْ أَتى
در شأن على عليه السّلام و عشيرت او بياورد و اين چند آيت از آن سورهء مباركه تقرير يافت . و هيچ‌گاه آياتى كه در شأن اهل بيت فرود شد رحمت خداوند در حق ايشان منوط به شرط نبود چه معصوم بودند و ساحت ايشان از هر آلايش طاهر و مطهر بود . اكنون به حديث غدير خم بازآئيم ، كميت شاعر - كه شرح حالش ان شاء اللّه در جاى خود مرقوم خواهد شد - هم اين قصيده در اين معنى انشاد كرده :
نفى عن عينك الارق الهجوعا * و همّ يمترى منها الدّموعا
و خبل فى الفؤاد يهيج سقما * و حزنا كان من جذل منوعا
و توكاف الدّموع على اكتئاب * احلّ الدّهر مرجعه الضّلوعا
يرقرق اسجما درّا و سكبا * يشبّه سحّها عزبا هموعا
لفقدان الخضارم من قريش * و خير الشّافعين معا شفيعا
لدى الرّحمن يصدع بالمثانى * و كان له ابو حسن مطيعا
حظوظ فى مسرّته و مولى * الى مرضات خالقه سريعا
و اصفاه النّبىّ على اختبار * بما اعيى الرّفوض له المضيعا
و يوم الرّوح يوم غدير خمّ * ابان له الولاية لو أطيعا
هامش
( 1 ) . ميده : طعام ، خوان آراسته به طعام . ( 2 ) . قراح : آب خالص .