على عليه السّلام از من و من از على عليه السّلام و اولاد امجاد اويم . و از روى حقّ و يقين ، آن حضرت شما را به حقيقت آنچه از او سؤال نماييد ، عالم و خبير و دانا و بصير گرداند و حلّيت و حرمت چيزى را كه شما از آن اطلاع نداريد ، از روى صدق و تحقيق بيان نمايد ، ليكن حرام و حلال زياده از آن است كه كسى به غير ايزد تعالى احصاى آن تواند ، يا تعريف آن تواند فرمود و خود را به حلال مأمور و به حرام منتهى عنه دانيد .
من از جانب ربّ غفور مأمورم بر آنكه از شما به واسطهء امير المؤمنين على ولىّ تبارك و تعالى اخذ بيعت و مصافحت در باب ولايت و امامت آن حضرت نمايم و به جهت باقى ائمه نيز از شما عهد و پيمان بستانم .
بدانيد كه جميع ائمة الهدى از من و از علىاند ، و بدانيد كه اين جماعتاند كه تا قيام قيامت ، امامت و ولايت آنها مستقر و ثابت است و مهدىّ اين طايفه در آخر زمان خليفهء ايزد منّان است كه حكم به قسط و عدل نمايد و نهى از جور و ستم فرمايد .
اى معشر مردمان ! من شما را به جميع حلال دلالت كردم و از همهء محرّمات نهى نمودم ، و هرگز از قول خود برنگشتم و تبديل آن به امرى غير آن ننمودم . بايد كه شما در همهء احيان و احوال متذكّر اقوال و افعال من باشيد و محافظت آن و وصيّت بدان نماييد . و تغيير و تبديل ، در قول من به حكم رب جليل ، نيست .
بدانيد كه تجديد قول خود نمايم و الحال ، همگى شما و كافّهء خلق اللّه تعالى را به اقامهء نماز و ايتاء زكات و امر به معروف و نهى از منكر سفارش فرمايم . اصل امر به معروف آن است كه به قول من متنبّه شويد و ولايت و امامت على و ائمهء كرام عليهم السّلام را به سمع تلقّى اصغاء و استماع نموده ، بپذيريد و جمعى كه الحال در اين محال حاضر نباشند ، آنها را اعلام نماييد و آن طايفه را نيز امر به قبول قول و فعل آن ولىّ عزّ و جلّ و نهى از مخالفت قول آن ائمة السّبل كه امامان
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1641
مساهمون: لسان الملك سپهر
ص١٦٤١