رضاى خداوند مماطله و تسويف روا مداريد ، چنان كه خداوند هر روز شما را به مزيد فضل و فزونى فيض برخوردار دارد ، اكنون به سنّت جاهليت ننگ و عار بر خود نبنديد و عنان نفس رها مكنيد كه شما را به مهلكه دراندازد ، هركه عاقبت امر را نگرد از هلاكت ايمن شود ؛ و هركه با مشورت عقل عبرت گيرد ، عبرت ديگران نگردد ؛ و هركه براى خدا نصيحت كند خداوند او را انس دهد ، به عزّت دنيا و سعادت عقبى .
آنگاه از در خشم روى با عاقب كرد و گفت : و زعمت ابا واثلة انّ رادّ ما قلت اكثر من قابله و انت لعمر اللّه حرىّ ان لا يؤثر هذا عنك ، فقد علمت علمنا انّه الانجيل بسيرة ما قام به المسيح فى حواريّه و من امن له من قومه و هذه منك فهّة لا يرحضها الا التّوبة و الاقرار بما سبق به .
اى ابا واثله چنان دانى كه نكوهندهء سخن من افزون از پذيرنده است ، سوگند با خداى كه تو سزاى آنى كه اين سخن از تو بازنگويند ، تو مىدانى و ما نيز مىدانيم آنچه عيسى در ميان حواريون گفت ؛ و مردم مؤمن نيكو دانند كه تو را در اين امر جنايتى رفت كه جز به توبت و انابت و اقرار بدانچه انكار كردى از آن آلودگى پاك نتوانى شد .
و اين هنگام روى با سيّد كرد و گفت : لا سيف الّا ذو نبوة و لا عليم الا ذو هفوة فمن نزع عن وهلة و اقلع فهو السّعيد الرّشيد ، و انّما الآفة فى الاصرار و عرّضت بذكر نبيّين يخلقان زعمت بعد ابن البتول فاين يذهب بك عمّا خلافى الصّحف من ذكرى ذلك ، أ لم تعلم ما انباء به المسيح فى بنى اسرائيل و قوله لهم : كيف بى اذا ذهب بكم و اذا ذهب بى الى ابى و ابيكم و خلّف بعد اعصار تخلو بعدى و بعدكم صادق و كاذب .
قالوا و من هما يا مسيح اللّه قال : نبىّ من ذرّيّة اسماعيل صادق و مبتنى من بنى اسرائيل كاذب . فالصّادق منهما منبعث برحمة و ملحمة يكون له الملك و السّلطان ما دامت الدّنيا و اما الكاذب فله نبز يذكر به المسيح الدّجال يملك فواقا ثمّ يقتله اللّه بيدى اذا رجع بى .
يعنى : هيچ شمشيرى نيست كه خطا نكند و هيچ عالمى نيست كه دستخوش لغزشى نگردد ، پس آن كس كه بر خطاى خود گردن نهد از چنگ ضلالت برهد ، و آن كس كه بر خطا استوار بايستد دست هلاك و دمارش از پاى درآورد ، گفتى بعد از
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1528
مساهمون: لسان الملك سپهر
ص١٥٢٨