تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1513

مساهمون:

ص١٥١٣
مسلمانى گرفتند ، اكنون ايشان را قوانين شريعت مىآموزم . پيغمبر پاسخ او را بدين گونه نگار داد : من محمّد رسول اللّه الى خالد بن الوليد . سلام عليك ، فانّى أحمد اليك اللّه الّذى لا إله الّا هو أمّا بعد فانّ كتابك جاءني مع رسولك يخبرنى أنّ بنى الحارث قد أسلموا قبل أن يقاتلوا . فبشّرهم و أنذرهم و أقبل معهم و ليقبل معك وفدهم و السّلام عليك و رحمة اللّه و بركاته . فرمود : فرستادهء تو برسيد و كتاب تو را برسانيد از اسلام بنى الحارث آگهى حاصل شد جماعتى از ايشان را به اتفاق خود حاضر حضرت كن . لا جرم صناديد آن قوم سفر مدينه كردند و بعد از ورود ، قيس بن حصين با چند تن از بزرگان قوم در مجلس رسول خداى درآمده گفتند : اشهد ان لا إله الّا اللّه و انّك رسول اللّه . پيغمبر فرمود : گواهى مىدهم به يگانگى خدا و رسالت خويش . آنگاه قيس بن حصين را بر آن گروه رياست داد و به مراجعت فرمان كرد . و از پس آن عمرو بن حزم انصارى را به امارت آن قبيله اختيار فرمود و حكم داد : تا در ميان آن گروه اقامت كرده تعليم شرايع كند ، و اخذ زكات فرمايد . عمرو در ميان ايشان ببود تا مدت چهار ( 4 ) ماه سپرى شد ، آنگاه رسول خداى از اين جهان تحويل داد .

آمدن عدىّ بن حاتم به مدينه

و هم در اين سال عدى بن حاتم مسلمانى گرفت . و آن چنان بود كه بعد از آنكه خواهرش اسير شد - بدان شرح كه مرقوم افتاد - پيغمبر او را آزاد ساخت ، بىتوانى بسيج سفر شام كرد و برادر خود عدى را ديدار نمود و او را از حال خويش آگهى داد . عدى با خواهر سخن به شورى كرد و گفت : انجام كار مرا با محمّد چگونه مىبينى ؟ گفت : چنان دانم كه ايمنى اين جهان و آن